داستان تلخ زندگی یک زن پناهجوی افغانستانی!

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

نبی قانع زاده

 زنان مهاجر افغاندراین روزها شاهد هجوم پناهجویان سوری ، افغانی ، سومالی ، عراقی و .....در اروپا هستیم.

در این میان بعضی از اینها را وقتیکه زندگینامه شان را آدم میشنود که با چه رنجها و غصه های دست پنجه نرم کرده اند واکنون آخرین انتخاب شان پناهنده شدن در اروپا بوده و "خاله مریم"(1) از ان جمله کسانی است که داستان زندگی اش سخت غم انگیز و ناگوار است او که اکنون یک زن مسن با تجربه ای است و خود را به اروپا رسانیده است و از یک کشور اروپایی درخواست پناهندگی نموده است و حرفهایش قابل شنیدن است.
زمانیکه خاطرات وتلخ کامیهایش را ادم میشنود و زندگی تلخ و تراژیدی او مانندی هزاران زن مرد دیگری این سرزمین است که اکثریت شان از اینگونه تلخ کامی ها بی بهره نبوده اند زمانیکه پای حرفها و داستانهای زندگی اینها آدم می نشیند و می شنود انسان تسلیم عظمت و بزرگی شان میگردد.

که یکی از انها همین "خاله مریم" است اودراغاز زندگی جوانی اش درسال 1358 که تازه صاحب فرزند پسر"علی" (2) شده بود که شوهرش توسط دولت وقت بازداشت و به اتهام مخالف بودن با دولت حاکم روانه زندان میگردد و بعدها مشخص شد که در همان روزهای اول تیر باران شده است. با این وضع ادامه زندگی برایش دشوار میشود و راهی دیار هجرت میگردد و به ایران میرود زندگی سختی را در مهاجرت تجربه میکند علی جوان میشود ازدواج میکند و صاحب چهار فرزند میشود.

زمانیکه مجاهدین قدرت را بدست گرفتند علی فشارهایکه بالای مهاجرین از طرف ایرانیها اعمال می شد برایش غیر قابل تحمل میگردد علی با مشوره مادرش راهی افغانستان میگردد تا زمینه برگشت بقیه خانواده را فراهم سازد متاسفانه علی به جرم هزاره بودن در مسیر راه توسط گروه های متعصب ربوده و به قتل میرسد. بعد از انکه خاله مریم اطلاع پیدا کرد و تنها امید وتکیه گاهش علی بود آنهم دیگر به ابدیت پیوست مرحله ای تلخی دیگری زندگی اش آغازمیگردد.

حالا او مانده با چهار طفل یتم و عروس جوانش ، دوباره کمر همت می بندد نواسه ها را مدرسه میفرستد و ازانها مراقبت مینماید تا اینکه حاکمیت طالبان سقوط کرد خاله مریم با شوق اشتیاق روانه وطن شد به این باور که دیگر آرامش و امنیت به افغانستان قایم شده است با نواسه هایش زندگی نسبتا خوبی را در کابل شروع کردند و کارهای دو نواسه اش هم رونق خوبی داشت تا اینکه روزی دو نواسه همراه مادرش دریک حمله انتحاری جانهای شیرین شانرا از دست دادند.

دیگر "خاله مریم" خود را در این مرحله بیش از حد درمانده حس کرد او مانده همراه دو نواسه اش دیگر ادامه زندگی برایش دشوار نا ممکن گشته بود و تصمیم میگیرد که تمام دار و نه دار خود را بفروشد و راهی اروپا گردد او مدتی است که دریکی از کشورهای اروپایی درخواست پناهندگی کرده است و دوست دارد که دیگر خاطرات گذشته اش تکرار نگردد و می خواهد دیگر همین دو نواسه اش چند مدتی نفس آرام بکشند.

زمانیکه به او گفته شد که حالا چند مدتی گذشه ها را فراموش کن و از فضای آرام و امن اینجا لذت ببر ، آهی سردی کشیده می گوید اینکه خیلی ظالمانه است ما اینجا در فضای امن آسایش باشیم ولی میلیونها انسان دیگر در وطن ما و.....کام شان تلخ و روزگارشان تباه باشند.

جهان و اروپا باید بپذیرد که اگر در وطن ما امنیت باشد کمتر آسایش اروپایی ها با آمدن ما بهم خواهند خورد و جهان غرب باید راههای امنیت و آرامش را در افغانستان و خاورمیانه جدا مورد ارزیابی قرار بدهند و قطعن غربیها می توانند صلح و امنیت را دو باره به انجا برگردانند.

زمانیکه ارزیابی اش را از قتل و کشتارهای فجیع گفت ؛ و این ارزیابی از یک زن رنج کشیده ای افغانستانی واقعا قابل تامل و دقت است.

1.خاله مریم نام مستعاریست که من انتخاب کرده ام در اصل نام شان چیزی دیگریست.
2. نام علی هم مستعار است.

نظرات   

 
0 #2 آزاد اندیش 1395-02-17 20:38
سلام.جنگ کشور ما همش برای اینه که خارجی ها رو بیرون کنندو زیرسلطه نباشیم
بازگو کردن
 
 
+2 #1 زهرا مصباح 1394-07-20 14:32
باسلام، در ادامه به نوشته هایتان میشود توضیح دهید چطور کشورهای اروپایی و غربی میتواتند صلح و امنیت رابه افغانستان بازگردانند!؟
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

یاداشت!

 

هویت‌پذیری مهاجران در جوامع مقصد مهاجران نیز در کشورهای دوم (مقصد) خود به لحاظ اجتماعی دچار چنین وضعی هستند. این وضعیت حتی درباره‌ مهاجران نسل دوم و چه بسا نسل سوم نیز که برخی از عناصر غیربومی جامعه‌ نیاکان خود را به ارث برده‌اند، صدق می‌کند. آنان از سویی به جامعه‌ای که در آن آزادترند و به آن پناه برده‌اند یا به هر دلیلی برای زندگی برگزیده‌اند نزدیکند، از سوی دیگر از جامعه‌ مقصد خود دورند، .....ادامه مطلب.....

فيسبوك

فرم ورود



مهمان انلاین

امروز808
ديروز1482
اين هفته5546
اين ماه24329
در كل1298258

Who Is Online

Guests : 44 guests online
Powered by CoalaWeb

اطلاعات در مورد پناهندگی

فلم جنایت انسانی در اردوگاه سفیدسنگ مشهد

 

فلم افغانی هنری دعای مادر

جملات ماندگار

 عصری ست که اندیشه ها فلج است ، شخصیت ها فروخته شده اند , وفاداران تنها هستند , پارسایان گوشه گیرند , جوانان یا مایوس یا فروخته شده , یا منحرف , و گذشته گان و بزرگان گذشته یا شهید شده , و یا فروخته شده اند.(دکتر علی شریعتی)

اگر لحظه به لحظه با خود صادق باشيد، ديگر به اثبات اعمال خود نيازی نداريد و اگر در زندگی حادثه ای پيش آيد، می دانيد كه مصلحت اوست و ماهيت وجود شما ثابت و سازگار باقی خواهد ماند.(مهاتما گاندی)

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.(نلسون ماندلا)