چند وچونی اندر باب افراط گرایی مذهبی (4)

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

استاد محمد طاهر مفید

 

ریشه ها:
ادامه چند و چونی:
فصل دوم: در منطق صریح قرآن کریم؛ آدمییان همگی از یک گوهر آفریده شده اند و پدر و مادر تمام نسل بشر؛ یک زن و یک مرد است و هیچ کسی بردیگری، برتری ذاتی ندارند. تنها تقوا (قانون گرایی) خود نگه داری؛ نظری و عملی است که مایه کرامت و فضیلت شمرده میشود نه نژاد و ... در باور عمیق قرآنی؛ یک فرد آدامی؛ منزلت نسبی کل جامعه بشری را دارد چنانکه قتل یک انسان؛ قتل کل انسانها و زنده ساختن یک آدم؛ اهدای حیات؛ به تمام فرزندان آدم، پنداشته می شود و طبعا خیانت به جزء، خیانت به کل و خدمت به جزء؛ خدمت به کل انسان تلقی میگردد!.
بر اساس بیان روشن قرآن مجید؛ خداوند از رگ گردن آدم به جانش نزدیکتر؛ و او "تعالی" میان قلب آدم و نفس آدم فاصله و رابط می باشد. یعنی خداوند از قلب انسان به انسان نزدیکتر است!. به روشنی پیداست که ستم به یک انسان و جنگ با یک آدم؛ همان جنگ با خدا است و ستم بر کل انسانیت!.


یادمان نرود: انتشار پیام این گونه؛ (در یک جامعه جاهل، جامعه برده داری و طبقاتی که اقلیتی از پر خوری در عذاب و اکثریتی از گرسنگی در رنجند) انقلاب می آفریند و حاکمانی که خودکامه گی و قدرت مطلقه را در انحصار دارند با ارزشهای نوین که مرگ خود را در آن مشاهده می کند؛ جنگ آشتی ناپذیر را آغاز خواهند نمود. و جنگ نفرت و خشنونت می آفریند و افراط! که باید نابود گردد و تو میدانی که محو خشونت و جنگ؛ هزینه؛ لازم دارد بناً هر انسان خرد مندی میداند که برای تداوم ارزشهای عدالت آفرین و انسان ساز؛ مدافعان این نظام؛ نه تنها حق دارند بلکه وظیفه دارند؛ برنامه های کار سازی برای حفظ ارزشهای نوین سامان دهند و جنگ آفرینان را در جای خود نشانند و انسانهای در بند را آزادی آورند!.


فلذاست که آیاتی برای دفاع و جنگ از کانون وجود؛ صادر گشته اند تا عدالت را نگه دارند ولو با جنگ دفاعی؛ جنگی چنین؛ منزلت جراحی و قطع اعضای فاسد را معنا میدهد! پیکری که عضوی از آن دچار سرطان گردد؛ برای بقای سایر اعضای بدن چاره ای نیست بجز قطع عضو سرطانی! و این آفتی است که بر مسلمانها تحمیل میگردد!. و قرآن کریم به عنوان یک کتاب فطری برای انسان؛ بناگزیر؛ به این جراحی و تیغ زدن مهر تایید میگذارد!!.


در صدر اسلام؛ عدالت انسانی و برابری فرزندان آدم چنان به فهم و باور عمومی؛ عینیت یافته بود و مردم به خودآگاهی رسیده بودند که عمل به عدالت و قانون؛ بر هر حاکمی را الزامی میدانستند چنانکه خلیفه پیامبر؛ خود را در منظر عوام ملت؛ پاسخگو و خادم مردم میدانست!. خلیفه دوم؛ در سکوی خطابه مسجد؛ بخاطر پیراهن بلند خود از طرف یک فرد دهاتی؛ به اختلاس متهم می گردد؛ از سخنرانی باز میماند! تا رفع اتهام ننموده؛ نمیتواند سخرانی را ادامه دهد!. جالب است که حاضران مجلس نیز از فرد معترض پشتیبانی میکند نه خلیفه! پس از رفع اتهام؛ خلیفه اجازه می یابد؛ خطابه را از سرگیرد!. شخص اول جهان اسلام در آن روز؛ از این جسارت! نه تنها خشم نمیگیرد بلکه اظهار سپاس می نماید!!.


پس از دوران خلفای راشدین؛ حاکمان خود کامه؛ با تطمیع و تهدید مردم؛ توسط تزویرگران عالم نما و سران قبایل؛ مردم عام را تا حد گوسفندان قربانی؛ تنزل دادند که باید در شادی و در غم؛ خون دهند! به تدریج؛ مردم عام خود را رعیت و نوکر و حاکمان را ولی مطلق و نمایندگان و سایه های خدا دانستند!. اعتراض به حکومت؛ ارتداد، تمرد و طغیان در برابر خداوند پنداشته میشد برای اینکه بنام دین عقیدت یافته بودند که همه این سازوکار های ستم گرانه؛ از اراده قدیم خداوند برخاسته اند و امرا؛ مجبور به انجام اراده خداوندند و محکومان تاریخ نیز باید تن؛ برضا داده از جبین گره بگشایند و ...!.
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟!.


قدرتهای خود کامه به نام دین؛ به دلخواه قدرت مطلقه؛ توده های مردم را گاهی به بیغوله های تفریط مذهبی، راست گرایی و بی تفاوتی به فسادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سوق میدادند و گاهی هم به دوزخ افراط مذهبی، چپگرایی و آشوبهای پلان شده از طرف قدرت های بی مرز هدایت مینمودند! تا کسی نباشد که بگوید: بالای چشم استبداد، استثمار و ... ابرو هست!! و کار مایه ی هردو کجروی؛ افراط و تفریط؛ از استحمار بر میخیزد!!.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!
یاهو!
ادامه دارد...

 

چند وچونی اندر باب افراط گرایی مذهبی (1)

چند وچونی اندر باب افراط گرایی مذهبی (2)

چند وچونی اندر باب افراط گرایی مذهبی (3)

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

یاداشت!

 

هویت‌پذیری مهاجران در جوامع مقصد مهاجران نیز در کشورهای دوم (مقصد) خود به لحاظ اجتماعی دچار چنین وضعی هستند. این وضعیت حتی درباره‌ مهاجران نسل دوم و چه بسا نسل سوم نیز که برخی از عناصر غیربومی جامعه‌ نیاکان خود را به ارث برده‌اند، صدق می‌کند. آنان از سویی به جامعه‌ای که در آن آزادترند و به آن پناه برده‌اند یا به هر دلیلی برای زندگی برگزیده‌اند نزدیکند، از سوی دیگر از جامعه‌ مقصد خود دورند، .....ادامه مطلب.....

فيسبوك

فرم ورود



مهمان انلاین

امروز811
ديروز1482
اين هفته5549
اين ماه24332
در كل1298261

Who Is Online

Guests : 58 guests online
Powered by CoalaWeb

اطلاعات در مورد پناهندگی

فلم جنایت انسانی در اردوگاه سفیدسنگ مشهد

 

فلم افغانی هنری دعای مادر

جملات ماندگار

 عصری ست که اندیشه ها فلج است ، شخصیت ها فروخته شده اند , وفاداران تنها هستند , پارسایان گوشه گیرند , جوانان یا مایوس یا فروخته شده , یا منحرف , و گذشته گان و بزرگان گذشته یا شهید شده , و یا فروخته شده اند.(دکتر علی شریعتی)

اگر لحظه به لحظه با خود صادق باشيد، ديگر به اثبات اعمال خود نيازی نداريد و اگر در زندگی حادثه ای پيش آيد، می دانيد كه مصلحت اوست و ماهيت وجود شما ثابت و سازگار باقی خواهد ماند.(مهاتما گاندی)

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.(نلسون ماندلا)