واقعه عاشورا: گزارش فشرده

استاد علی امیری

عاشورا تنها رسم و آیین نیست، بلکه یک رویداد تاریخی نیز است. همه غرق در نذر و کوچه و علم و دسته و قمه است. برای آن عده از نسل جوانی که دوست دارند از اصل رویداد تاریخی معلومات مناسبی داشته باشند، گزارش فشردۀ از اصل رویداد، در سه قسمت ماقبل واقعه، عین واقعه و مابعد واقعه ارایه می‌کنم.

اول: ماقبل واقعه
حادثه کربلا دقیق نیم قرن بعد از وفات پیامبر اتفاق افتاد. از همان روز رحلت پیامبر جنگ قدرت بر سر جانشینی او آغاز شد. مهاجرین به دلیل قرابت با پیامبر خود را مستحق جانشینی می‌خواندند، انصار مدینه به دلیل همکاری با پیامبر در روزهای مهاجرت خود را مستحق می دیدند و قهرا خاندان بنی هاشم حق جانشینی را از آن خود می دانستند. نامزد انصار سعد ابن عباده بود و نامزد بنی هاشم علی و نامزد سایر مهاجرین ابو بکر. بیعت ابوبکر که مردم آرام و موجه و فاقد قدرت قومی قوی بود، سایر نامزدان قدرت را نیز به طور نسبی راضی کرد. جز سعد بن عباده که به شام مهاجرت کرد و سر انجام کشته شد، سایرین به شمول علی به حکومت ابوبکر تن دادند. دوران عمر به دلیل رونق اقتصادی و فتوحات رضایت عامه بالاتر بود، اما از عهد عثمان فساد اقتصادی دستگاه خلافت را تهدید می کرد. ساختار اجتماعی تغییرات بسیار کرده و جنگ بر سر فرصت ها و مواهب اقتصادی نیز بر جنگ قدرت اضافه شده بود. عثمان خود نخستین قربانی این وضعیت بود، اما بعد از قتل او نیز اوضاع آرام نشد، بلکه تشدید رقابت ها درجه اختلاف و شقاق را بالا برد. پنج سال بعد از قتل عثمان در مدینه، علی نیز در کوفه به قتل رسید و بدین سان پرونده نسل اول جانشینان محمد که به «خلفای راشدین» معروف بودند، بسته شد. با مرگ علی، معاویه که تا کنون یک واالی سرکش بود، بر اوضاع مسلط شد. معاویه هم متصل به نسل صحابه کبار بود. جوان با هوش که هم خسربره پیامبر بود و هم در حدود یک سال اخیر زندگی پیامبر به عنوان کاتب وحی در دستگاه نبوت کار کرده بود. به علاوه خود نیز جسارت و درایت مدیریت اوضاع را داشت و لذا در بیست سال زمامداری خود نوعی ثبات و آرامش نسبی به وجود آورد. با مرگ معاویه رقابت ها به نسل بعدی منتقل شد که البته خونین تر و بی قاعده تر هم شده بود. عبدالله زبیر، عبدالله عمر، عبدالرحمن بن ابی بکر، حسین بن علی و یزید بن معاویه چهر های شاخص این نسل دوم است. نه اینکه الزاما همه اینان کاندید قدرت باشند، اماامت اسلامی کما بیش به همه اینان نظر داشته اند. در فعل و انفعالات و جدال این نسل است که حادثه کربلا به وقوع می پیوندد. تا جایی که تاریخ گواهی می کند حسین بن علی مدعی قدرت نبود، اما خلافت یزید هم را فاجعه می دانست. در میان این چهره های شاخص نسل دوم او بیش از همه به دیوار «امتناع سکوت» برخورد و نخستین قربانی بود.
دوم: عین واقعه
حسین شش ماه بعد از مرگ معاویه عازم عراق شد. انگیزه عزیمت او دعوت شیعیان کوفه بود که قبلا با پدر و برارد او(علی و حسن) نیز همکاری داشتند. عبدالله زبیر در حجاز فعال بود و اشفتگی او ضاع حجاز ایجاب می کرد حسین در شرایط امتناع از بیعت به پایگاه اجتماعی مطمین تری اتکا کند و لذا قهرا گوشه چشمی به عراق داشت. گرچه اطمنانی کافی از حمایت کوفیان نداشت، اما باز هم بدل مناسب تر از کوفه در اختیار نداشت. لذا بعد از دعوت کوفیان که ظاهرا به تکرار و اصرار صورت گرفت، عازم عراق شد ولی وقتی که به مرزهای کوفه رسید با مانع کوفیان برخورد. این بود که ناگزیر در کنار جوی منشعب از رود فرات معروف به نهر علقمه اردو زد. سپاهیان والی جدید کوفه (عبیدالله بن زیاد) به تدریج در حال تجمع بود و دیری نگذشت که حسین و خاندانش را در قلب دشت به محاصره در آوردند. عمر بن سعد بن ابی وقاص سردار معروف عرب، هدایت اردوی امیر کوفه را بر عهده داشت که خود ار آشنایان نزدیک حسین بود. در دوم محرم که حسین در قلب دشت در وضعیت اضطرار قرار گرفت، تا هشت روز بعد که کارش با خون و خشونت به پایان آمد، بین این دو شخص دیدارهای متعدد صورت گرفت. از جزئیات مذاکرات اطلاعی در دست نیست، اما روی هم رفته هیچ توافق سیاسی به دست نیامد. روز دهم محرم میان حسین و یاران اندکش (از ۷۰ تا ۱۲۰ نفر گزارش شده است) و سپاه امیر کوفه به فرماندهی عمر سعد که تعادش تا چهار هزار نفر گزارش شده است. نبرد مختصری انجام شد که خیلی کمتر از یک روز طول کشید. حسین و یارانش کشته و خاندانش اسیر شد و به کوفه و شام اعزام گردید.
سوم: بعد از واقعه
دوران اسارت خاندان حسین(و در واقع خاندان پیامبر) در کوفه و شام چیزی کمتر از شش ماه طول کشید. مدت اقامت آنان در شام نسبتا با احترام همراه بود. در خانه نزدیک به کاخ خلیفه جا داشتند و علی بن حسین تنها مرد باقی ماندۀ این واقعه مکرر با یزید دیدار می کرد و علی الظاهر مورد احترام بود. یزید مظلمه قتل حسین را به گردن ابن زیاد انداخت و در ظاهر از خاندان او دلجویی کرد. فرزند ارشد او علی بن حسین نیز راه پدر را در امتناع از بیعت یزید ادامه نداد و حکومت اموی ها را به رسمیت شناخت. عمر زمامداری یزید شوم و کوتاه بود، اما سایر زمامداران اموی با او با حرمت و نزاکت برخورد کردند و گاه و بیگاه دستگری های مالی هم می کردند. از میان خلفای بعدی اموی هشام بن عبدالملک و عمر ابن عبدالعزیز بیشتر با بنی هاشم حسن سلوک نشان دادند و شاید هم به این نیت که قصد داشتند لکه قتل خسین را از دامن شان پاک کنند. ۵۷ سال بعد از رویداد کربلا دولت اموی دچار انقراض شد و خلافت به شاخۀ دیگری از بنی هاشم یعنی فرزندان عباس منتقل شد. اما رابطۀ خاندان علی با سلسله بعدی خلافت نیزی هیچ گاه گرم نشد. والسلام.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • ۱۰
  • قوس

  • ۱۴۰۰
  • 1
  • December
  • 2021
  • 25
  • ربیع الثانی
  • 1443

امار سایت