ملاقات و دیدار تلخ با خانواده های معلول افغانی در مشهد!

نبی قانع زاده

چند هفته قبل بخاطر تدفین ، تشییع و مراسم فاتحه برادرم مرحوم محمدعلی قانع زاده عازم مشهد شدم طبق سنت جامعه افغانی تا چهلم عزیز از دست رفته هر شب جمعه از طرف بستگان اش باید نذر و ختم قرآن انجام گردد در خانواده ما هم این بحث پیش آمد علاوه براینکه در منزل غذا آماده می گردد مقداری غذا هم به افراد نیاز مند بطور خام برده شود ، تصمیم براین شد که چند خانواده ای مستحق شناسایی گردد با فرد معلولی که هماهنگی کمک به معلولین ونیاز مندان را عهده داراست تماس گرفته شد چند فامیل توسط وی معرفی شد.ایشان یک لیستی را که شانزده خانواده در آن آدرسها و بعضی هم شماره تماس شان وجود داشت به ما داد. ما هم با مقدار غذای خام ، روز بیست یکم رمضان به آدرسهای داده شده عازم شدیم از این جمع با خانواده های برخوردیم خیلی ناراحت کننده بود ؛ بطور مثال:
۱٫ خانواده ای را ملاقات کردیم که تعداد خانوارشان شش نفر بودند از این شش نفر یکی از فرزندان این خانواده فوت کرده بود بقیه( دو پسر و دو دختر به شمول پدر) هر پنج نفر معلول و همگی شان در بستر افتاده بودند و هر کدام شان نیاز به یک نفر داشتند که از اینها مراقبت کند از این جمع یکی شان علاوه بر معلولیت که دارد چند وقتی بود که سکته ای مغزی هم کرده بود زمانیکه ما بسته غذای خام را در گوشه ای خانه آنها ماندیم این سوال برایم پیش آمد که این غذا را کی برایشان آماده و پخته نماید؟
۲٫منزل بعدی : به خانه ای رفتیم که یک فامیل چهارنفره بودند دو پسر و یک دختر معلول و یک مادر شجاع که مراقبت این سه معلول را به عهده دارد این مادر فداکار با روحیه بالا از این سه فرزند معلول مراقبت و نگهداری می نمود فرزندان معلول زمانیکه لب به شکایت از سختی های زندگی می گویند یکی شان با آه ناله می گفت شاید یک وقتی بشنوید که از گرسنگی ما تلف شدیم این مادر با لبخند به فرزندان اش روحیه داده ، گفت ؛ او باچه زیاد شکایت نکو، خدا مهربان است. زمانیکه روحیه ای بالای این مادر را دیدم با خود گفتم ، این مادر یک قهرمان گمنام و اسطوره صبر می تواند باشد ، اگر بنا باشد به مادری مدال قهرمانی داده شود این مادریکی از قهرمانان روزگارش خواهد بود.
۳٫به مادر و فرزندی برخوردیم که نتوانسته بود کرایه خانه اش را پرداخت کند صاحب خانه تمام مال و اموال اش را بیرون انداخته بود پسرجوانش معلول بود خود مادرهم سکته کرده بود.
۴٫به زن و شوهری رسیدیم که شوهرسیزده سال بود که در اثر سکته مغزی در بستر مریضی افتاده بود و همسر این مرد مریض از هیچ جای انتظار کمک را نداشت حرف اش این بود که کار نیست او دنبال کاری بود که در خانه انجام دهد و هم مراقبت از شوهر مریض اش را بکند و هم معیشت زندگی اش را تامین نماید چند ماه بود که کرایه خانه اش را پرداخت نکرده بود صاحب خانه اش او را از خانه جواب داده بود مدتی بود که پول خرید دوا را هم نداشت.
۵٫ خانواده …….زن معلول
۶٫ خانواده ………پسر د ختر و مادر معلول …..ووو
اقای موسوی که آدرسهای این مستحقین را داده بود می گفت حدود ۷۰۰ خانواده را ما در مشهد لیست کرده ایم که از ۷۰۰ خانواده ۵۰۰ خانواده ای آن در گلشهر و حواشی آن ساکن هستند و هیچ منبعی به اینها کمک نمی کند و بعضی شان مشکلات اقامتی دارند مشکلات دیگری که بقیه مهاجرین دارند اینها نیز به اینگونه مشکلات دست پنجه نرم می کنند. در کل مهاجرین افغانستانی در ایران با دهها مشکل مواجه هستند شما تصور کنید که خانواده های که اینگونه سختی ها و مرارتها دارند مشکل اقامتی و……هم اضافه گردد چه خواهد شد؟!
برای آستان قدس رضوی و چندین بنیاد خیریه که پسوند قشنگ دینی و……را یدک می کشند و این خانواده های معلول لکه ای ننگی برای شان و…..خواهند بود و اینها به جرم افغانی بودن در هیچ موسسه خیریه ای ثبت نام نمی گردد. یکی از معلولین برایم گفت در جایی کمک غذایی صورت می گرفت من هم برای دریافت این مواد غذایی رفتم زمانیکه متوجه شدند من افغانی هستم تلاش کردند که کمک داده شده را از من بگیرند ولی من ندادم.
هم اکنون دو موسسه به همت خود معلولین افغانی در گلشهر به وجود آمده است خیّرین به این موسسه ها کمک می کنند کدام منبع حمایتی عمده ظاهرا وجود ندارد کارهای که اینها انجام می دهند هماهنگی انسانهای خیّر را با این خانواده ها انجام می دهند چنانچه برای من این هماهنگی را انجام دادند مثلا در یکی از این موسسه ها روزانه بعضی جوانان داوطلب افغانی خدمات فیزیوتراپی برای معلولین نیازمند انجام می دهند که متاسفانه زمانیکه من در آنجا رفتم وسایل که برای فیزیوتراپی در آنجا فعال بود از کار افتاده بود آقای موسوی به من یاد آوری کرد اگر فردی خیّری پیدا شود این وسایل ما را خریداری نماید و به دهها معلول نیازمند و فقیر کمک کرده است تا مقداری از درد و رنج آنها را کاهش دهد.
نکات را که در اینجا قابل یاد آوری میدانم ؛ اینست:
اول : عزیزان که از بیرون و غرب برای دیدن اقارب و زیارت مشهد میروند چند ساعتی وقت بگذارند و با خانواده های معلول ملاقات نمایند تاکید که من دارم اینست که احیانا اگر تصمیم به کمک به اینها گرفتند حتمن داخل منزل بروید و این عزیزان را از نزدیک ببینند و مشکلات شان را خوب حس کنند چنانچه برادرم باقر که باهم کمک های مانرا برده بودیم می گفت چند سال است گهگاهی من حامل کمکهای به این عزیزان معلول بوده ام معمولا در دم درب منزل به آنها کمکها را می سپردم و می آمدم ؛ این بار که مشکلات اینها را از نزدیک دیدم و خوب حس کردم و قبلا تا به این حد فکر نمی کردم که تعدادی از همنوعان و هموطنانم با چه مشکلات دست پنجه نرم می کنند!
۲٫عزیزان که مقیم مشهد هستند وقت کردند خوب است که از این هموطنان مظلوم ما خبر بگیرند اگر علاقه مند بودند به اینها سرکشی و کمک نمایند.
۳٫بعضی موسسات خیریه که از افغانی ها فعال بودند گهگاهی هم به اینها رسیدگی می کردند این موسسه ها اکنون کمک هایشان را به افغانستان می فرستند.
۴٫سوال که می خواهم در اینجا طرح کنم اینست ؛ وضعیت اینگونه افراد در افغانستان چگونه می تواند باشد؟ واضح است که آنها بهتر از اینها نخواهد بود که بدتر نیز است.
۵٫به این باورم که برای اینها از هیچ منبعی کمک صورت نمی گیرد ولی وظیفه ای اخلاقی ، انسانی ، شرعی و …..که ما داریم از دوش ما برداشته نمی شود هرکس به نوبه و توان خویش به اینگونه افرادی که شدیدا نیاز به کمک دارند از حمایت های شان دریغ نه ورزند.
۶٫دوستان که علاقه مند به کمک به اینها هستند من فعلا شانزده خانواده را لیست کرده ام در پیام خصوصی ؛ در صورت تقاضا به آنها آدرس و شماره تماس آنها را خواهم داد.

 

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • ۲۸
  • جدی

  • ۱۴۰۰
  • 18
  • January
  • 2022
  • 14
  • جُمادى الآخرة
  • 1443

امار سایت