مصاحبه با محمد حسین ابراهیم زاده یک تن از بنیان گزاران کتابخانه رسالت در مشهد

متن ذیل مصاحبه بنده است با محمد حسین ابراهیم زاده یک تن از اعضای کتابخانه رسالت که سال ها پیش انجام شده است. باز نشر کردم شاید برای بعضی تازگی داشته باشد. طولانی است ولی به خواندنش می‌ارزد بخصوص برای دوستانی که تعلق خاطر به کتابخانه رسالت دارند.
کتابخانه رسالت کانون تحولات
جامعه‌ی غریب و مهاجر افغانستانی مقیم ایران در طول دوران مهاجرت با همه‌ی پریشانی‌های فکری و آشفتگی‌های روانی و مشکلات و نابسامانی‌های زندگی، در حاشیۀ فعالیت‌های دفاتر احزاب و گروهها و سازمان‌های سیاسی، اقدام به تاسیس مراکز دینی،آموزشی و فرهنگی فراوان نمودند. مساجد، مدارس، حسینیه‌ها، کتابخانه.ها، موسسات و کانون‌های فرهنگی بی‌شمار با آیین نامه‌ها و اساس نامه‌های بلند بالا و چندین ماده‌ای، تاسیس شدند. اما از آنجائی که از خصوصیات افغانستانی جماعت است که خوب شروع می‌کنند و بسیار بد و فاجعه آمیز به پایان می‌رسانند (چنانکه در کارنامه ی احزاب، گروهها و سازمانهای جهادی و غیر جهادی و نیز شخصیت‌های سیاسی و نظامی و… مشاهده کردیم) مراکز دینی، آموزشی و فرهنگی که در عالم مهاجرت علم برافراشتند و فعال شدند، نیز ابتدا با احساسات پاک و اهداف مقدس و والا، شروع کردند. نیت ها خالص، حرکت‌ها بی‌آلایش و تلاش‌ها خستگی ناپذیز بودند. فعالیت‌های مفید و مثبتی از قبیل برگزاری آیین‌های عبادی، مراسم جشن، سخنرانی، عزاداری به مناسبت‌های مختلف، جمع آوری کتب و وسائل فرهنگی، تشکیل کلاس‌های آموزشی، برگزاری نمایشگاه‌ها و…در این مراکز انجام می‌گرفتند و سرپناه‌های خوبی بودند برای تجمع و سکونت و فعالیت مهاجرین بخصوص نیروی جوان فرهنگی.
اما بعد از اینکه کارها خوب رونق می‌گرفت، اعتمادها جلب می‌شد دفترچه‌های قبض کمک چاپ و بین کسبه و کارگران توزیع می.گردید و یکمقدار پول و امکانات جمع آوری می شد، کم کم بین مسئولین و هیئت امناء اختلافاتی بروز می‌کرد، وافرادی که به اینگونه اموال و امکانات به عنوان بیت‌المال می‌نگریستند و خیانت در آن را جایز نمی‌شمردند، از صحنه کنار زده و مجبور به استعفاء می‌شدند و بقیه بعد از دعواها و جنگ‌های زرگری، فعالیتها را تعطیل می‌کردند. و آنگاه نوبت غارت فرا می‌رسید.
هیئت خیانت کاران که نقاب هیئت امناء بر چهره داشتند، شبیه دزدان دور از انظار گرد هم می‌آمدند و مایملک کتابخانه، مدرسه، کانون فرهنگی و… را بین خود تقسیم نموده قسم یاد می‌کردند که کسی به کسی چیزی نگوید و بدین ترتیب پرونده‌ی آن سرپناه فرهنگی بطور بسیار تاسف بار بسته می‌شد.
از جمله‌ی آن مراکز کتابخانۀ رسالت است که در طول عمرش اوج و فرودهای زیادی داشته و تا کنون پرونده‌اش بطور کامل بسته نشده است به گفته یکی از اعضاء کتابخانه در اساس نامه‌اش آمده است که کتابخانه بعد از پایان دوران مهاجرت به افغانستان انتقال داده شود. اینکه این هدف تحقق می یابد یا نه؟جای تردید است.
در این رابطه مصاحبه‌ای انجام داده ایم با جناب آقای محمد حسین ابراهیم زاده یک تن از اعضا فعال و سخت کوش کتابخانه رسالت که از نظرتان می‌گذرد.
برهانی: جناب آقای ابراهیم زاده! با توجه به اینکه جنابعالی یکی از اعضای فعال و پر تحرک کتابخانه رسالت بوده اید، از تاسیس و مؤسسین کتابخانه برای ما بگوئید.
ابراهیم زاده: بسم الله الرحمن الرحیم. کتابخانه رسالت در سال ۱۳۵۹ تأسیس شده است- در همان سال عده‌ای از طلاب که عبارت بودند از: علی اکبر مهدوی سنگ تخت، شهید امان الله موحدی دایکندی، محمد ناطقی پنجاب، حسین صابری لعل، شهید عبدالحمید سجادی لعل، جان علی اعتمادی لعل، شهید ابراهیم خلیلی، محمد معصومی، عالمی، عوض شریفی، امینی میراثی، قنبر صالحی ، شیرحسین اخلاقی، دانش جعفر زاده، معینی، و محمد واعظ زاده سنگ تخت و تعدادی از کسبه و کارگران از جمله: حاجی نیاز، جاحی غلام حیدر کاظمی، عبدالله کاظمی، خود اینجانب، اوستا امینی( برادر امینی میراثی)، اوستا مراد( خواهر زاده ی حاجی نیاز)، محمد آخوندی، اوستا حسن یزدانی و … طبق نیازهای فکری و فرهنگی و اجتماعی که احساس می‌شد، با هم نشستیم و جلسه کردیم و حاصل این شد که کتابخانه رسالت تأسیس شود. بعد از تأسیس به فکر مکان کتابخانه شدیم و خلاصه یک قطعه زمین به مساحت سیصدمتر حاجی نبی پیدا کرد و آقای حاجی مهدوی آن زمین را خریداری کرد و پولش را که بیست هزار تومان بود از اعضا غیر طلبه‌ی کتابخانه و کمک‌های مردمی تأمین کردیم و در سال ۱۳۶۰ پایه سنگ کتابخانه گذاشته شد و ساخت و ساز را شروع نمودیم.
البته باید عرض کنم که آقایان معینی، عالمی، مرحوم معصومی و صالحی در منزل مرحوم شیرحسین اخلاقی جلسه کردند و مخالفت خود را با ساخت زمین مذکور اعلام نمودند. حرف شان این بود که توان ما کم است و ما باید زمین کمتری بخریم و بسازیم. ولی آقای حاجی مهدوی در جلسۀ آن‌ها رفت و لند جواب کرد. گفت: ما این زمین را انشاء الله به کمک و همت مردم می‌سازیم و تکمیل می‌کنیم امیدوارم آقایان کارشکنی نکنند.
خلاصه دوستان با شور و شوق و فداکاری تمام، ساخت کتابخانه را با مدیریت حاجی مهدوی شروع کردند. اوستا امینی میراثی، اوستا مراد و اوستا حسن یزدانی. بطور مجانی بنائی، گچ، سیمان کاری و موزائیک را انجام دادند و هزینۀ مصالح کتابخانه را دوستان عضوغیر طلبه تأمین می‌نمودند و همینطور قبض کمک چاپ کرده بودیم و از مردم کمک جمع آوری می‌کردیم. من خودم مأموریت داشتم که در تهران و جاهای دیگر در بین مهاجرین بگردم و کمک جمع کنم.‌ خلاصه پول بیش از حد نیاز ساخت مکان کتابخانه جمع شد و در سال ۱۳۶۲ کتابخانه به شکلی که الان هست تکمیل گردید.
خلاصه کلام اینکه در ساخت و تاسیس مکان کتابخانه آقای حاجی مهدوی سنگ تخت و کسبه و کارگران نقش عمده و اساسی داشتند.
برهانی: کتابخانه چگونه اداره می‌شد؟
ابراهیم زاده: اعضا کتابخانه رسالت، مرامنامه و اساسنامه‌ای را در ۲۷ ماده و ۲۷ بند و ۳ تبصره تدوین و تصویب نمودند که در ماده های ۹- ۱۰-۱۱- این اساس نامه آمده است:
«- تشکیلات کتابخانه رسالت شامل هیئت رئیسه و بخشهای فرهنگی، ارتباطات، مالی، و اداری می باشد.
– هیئت رئیسه کتابخانه عالی‌ترین مرجع تصمیم گیری می باشد.
– هیئت رئیسه کتابخانه فعلا شامل ۱۰نفر: مسئول، مسئول فرهنگی، مسئول ارتباطات، مسئول مالی و مسئول اداری و معاونین خواهد بود.»
و در ماده۱۲ و ظایف و صلاحیت‌های هیئت رئیسه کتابخانه، طی چند بند بیان شده و در تبصره‌ی این ماده آمده است:
«مسئولیت مسئولین، از شش ماه تا یک سال خواهد بود»
اولین مسئول کتابخانه، آقای حاجی مهدوی تعیین گردید، که ایشان رهبری فکری کتابخانه را به عهده داشت و جلسات هیئت رئیسه را خیلی خوب اداره می‌کرد و در زمان ریاست ایشان فعالیت‌ها بسیار خوب پیش می‌رفت. مسئولین و اعضا کتابخانه متعهدانه به وظایف شان عمل می‌کردند.
در دوره های بعد نیز که مسئول کتابخانه به نوبت عوض می شد تا سال‌های ۱۳۷۸-۱۳۷۷ فعالیت‌ها پرجوش ادامه داشت. البته به میزان ضعف بعضی مسئولین کم کارهایی هم بود؛ اما در کل کارهای کتابخانه قابل قبول بود.
یکی از کارهایی که من در آن نقش خوب داشتم پیشنهاد تشکیل صندوق مالی کتابخانه بود و تعداد ۵۰ نفر از دوستان طلبه و کسبه و از جمله حاجی نیاز، حسن یزدانی، محمد آخوندی، حاجی حیدر کاظمی، عبدالله کاظمی واعظ زاده و دوستان دیگر، این پیشنهاد را تایید کردند و خلاصه صندوق مالی تأسیس شد و اعضای صندوق کارت عضویت گرفتند و تقریبا دو صد نفر عضو صندوق بودند که ماهانه مبلغ ۲۰ تومان ۳۰تومان ۴۰تومان و کمتر و بیشتر به صندوق واریز می‌نمودند و این صندوق پیشتوانه‌ی مالی خوبی برای اداره‌ی کتابخانه و انجام برنامه‌های آن بود.
برهانی: از فعالیت‌های کتابخانه بیشتر صحبت نمائید.
ابراهیم زاده: کتابخانه رسالت هدف عمده‌اش جمع آوری کتاب و وسائل فرهنگی و ارسال آن به داخل افغانستان بود. در این موضوع به کتابخانه های ایران و دفترهای مجتهدین و نهادهای فرهنگی در خواستی کتاب و وسائل فرهنگی می‌نوشتیم که تا حدودی موافقت می‌شد و کتاب‌های بدست آمده را در انبار کتابخانه جمع می‌کردیم تا سر فرصت به افغانستان انتقال بدهیم. من یادم هست، از کتابخانه‌ی شهید مطهری(تهران) کتاب درخواست کرده بودیم من و یک نفر از طلبه‌ها رفتیم و سه روز تمام از کتابخانه شهید مطهری کتاب جدا کردیم و روز چهارم حقیر با هزینه خودم کارتن خریدم و کتاب‌ها را کارتن نمودیم و با تسمه هایی که بادستگاه محکم می شد بستیم و در یک خاور بار زدیم و به مشهد انتقال دادیم.
ما چندین مرحله در افغانستان کتاب فرستادیم، یک مرحله در سال ۱۳۵۹ حدود۶۰۰جلد کتاب خودم بردم به سنگ تخت تحویل دادم و در نوبت دیگر حدود ۲۰۰۰ جلد کتاب شهید امان الله موحدی که از مؤسسین کتابخانه بود در داخل برد و حدود ۲۰۰۰ یا ۳۰۰۰ جلد کتاب ( که خوب یادم نیست)
توسط شهید سجادی، استاد صابری و اعتمادی به داخل انتقال داده شد و در سال ۱۳۷۰ حدود ۶۶۰۰ جلد کتاب را اینجانب و حاجی حیدرکاظمی و حاجی نیاز در ماشین شخصی (کماز) که ما سه نفر داشتیم بار زدیم و بطور مجانی به طرف مرز حرکت دادیم و با کمک رهبر شهید استاد مزاری از مرز خارج نمودیم؛ چون آن زمان آن مقدار کتاب را مجوز خروج نمی‌داد ولی شهید مزاری که با کاروانی عازم افغانستان بود به ما کمک کرد و ماشین حامل کتاب را از مرز خارج نموده به ولسوالی لعل بردیم و کتاب‌ها را به مسئولین آنجا تحویل دادیم.
در لعل هم کتابخانه‌ای بنام کتابخانه رسالت ساخته شده و انجینیر علی داد لعلی مهندسش بوده، با نقشه‌ی بسیار خوب ساخته شده و مردم کارکرده است و کتاب‌هایی که از انیجا فرستاده می‌شد در آنجا تحویل می‌گردید. در این اواخر من خودم در لعل نرفته‌ام ولی قراری که شنیده‌ام کتاب‌های کتابخانه رسالت در لعل بخاطر ضعف مدیریت تلف شده است. هر که آمده، قومندان بوده، رئیس فلان پایگاه بوده و یا فلان شیخ و دانشجو بوده، کتاب‌ها را برداشته، برده و برنگردانده اند. سید احمد حسینی دیوالک مسئول کتابخانه بوده که متاسفانه نتوانسته کتابخانه را درست اداره کند و بسیاری از کتابها رفیق بخشی شده است.
از فعالیت‌های دیگر کتابخانه برگزاری مراسم ماه محرم و نیمه ماه مبارک رمضان بود که به طرز باشکوه برگزار می‌شد و همینطور به مناسبت‌های مختلف مراسم برگزار می.گردید. از سخنرانان و مقاله خوانان و گروه‌های سرود برای اجرای برنامه دعوت می‌شد و خیلی مقید بودیم که سخنرانی‌ها را ضبط کنیم و مقاله ها را پیش از خواندن بررسی می‌کردیم و بعد یک نسخه برای کتابخانه می‌گرفتیم و بایگانی می‌کردیم که آن نوارها و مقاله ها بعنوان اسناد در بایگانی کتابخانه موجود است.
من خودم این کارها را به عهده داشتم از سال۶۲تا۶۹ مسئول برگزاری و اداره‌ی مراسم‌های محرم، رمضان و… بودم و با کمک دوستان سعی می‌کردم که کارها خوب پیش برود.
بالاخره در این کتابخانه کلیه نیازهای مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و تبلیغاتی مردم رفع می‌شد. طلبه ها، دانشجویان و دانش آموزان در کتابخانه بحث و مطالعه می‌کردند. به مجموعه های سیاسی، فرهنگی، ورزشی و … بدون تبعیض اجازه داده می‌شد که جلسات تصمیم گیری شان را در کتابخانه برگزار کنند. مسئولین سیاسی و نظامی که از داخل می‌آمدند در کتابخانه رسالت از آن‌ها استقبال می‌شد و برای شان مجلس سخنرانی و پرسش و پاسخ برگذار می‌گردید و آن‌ها مواضع انقلاب و جهاد را برای مهاجرین بیان می‌کردند و از اوضاع و احوال جبهات گزارش می‌دادند و از این نظر کتابخانه رسالت پایگاه خوب تبلیغاتی برای انقلاب و جهاد اسلامی افغانستان بود.
جلسات دوره های قرآن، دعا کمیل، دعای ندبه، دعای توسل و کلاس‌های آموزشی بطور مرتب در این کتابخانه فعال بود و نیز مردم برای تازه گذشته هایشان، در سالن کتابخانه مجلس ترحیم و یادبود برگذار می‌کردند. غذا می‌دادند و حتی در عروسی ها هم همینطور بود. مسافرینی که از داخل افغانستان می‌آمدند و یا از تهران و جاهای دیگر می‌آمدند و عازم افغانستان بودند و بخاطر بی پولی و بی مدرکی و موانع دیگر نمی‌توانستند در مسافر خانه ها بمانند، تا زمانی که کارهای شان راه می‌افتاد در کتابخانه اقامت می‌کردند. در این زمینه‌ها محدودیتی از سوی مسئولین کتابخانه نبود. خلاصه در کتابخانه بروی عموم باز بود. بطوری که بعضی از دوستان از باب شوخی یا از باب اعتراض به کتابخانه رسالت، سالن غذاخوری رسالت، تالار رسالت و مسافرخانه رسالت می‌گفتند!!
برهانی: فعلا وضعیت کتابخانه چگونه است و درآینده به کجا خواهد رسید؟
ابراهیم زاده: خدمت شما عرض کنم که فعلا کتابخانه در اختیار آقایان صالحی، عالمی، شریفی و معینی است. فعالیت‌ها بکلی تعطیل می‌باشد. بجز چهار نفر طلبه جوان که در آنجا سکونت دارند و درس می‌خوانند فعالیت‌های دیگری و جود ندارد.
در مورد آینده‌ی کتابخانه باید عرض کنم که در ماده ۲۲ اساسنامه کتابخانه آمده است: «مرکزیت کتابخانه فعلا در مشهد مقدس بوده و تا زمانی که فرصت مناسب و امنیت در داخل به وجود نیامده در خارج از کشور به فعالیت خویش ادامه خواهد داد»
و در ماده ۲۳- آمده است: «در صورت انحلال کتابخانه، اموال و کتب و وسائل فرهنگی مربوط به آن به یکی از کتابخانه‌های بزرگ داخل که در اصول با کتابخانه رسالت هماهنگ باشد منتقل خواهد شد»
طبق مفاد این دو ماده باید کتابخانه در داخل افغانستان انتقال داده شود؛ چون شرایط از هر جهت فراهم شده، امنیت هست، مراکز فرهنگی راجستر شده و می‌شوند. بازار فعالیت‌ها و رقابت‌های فرهنگی داغ است. نیروهای فعال فکری و فرهنگی در داخل هستند و فرصت‌ها بسیار مناسب است. اما ممکن است سه چهار نفری از اعضا کتابخانه که پاسپورت پاکستانی و اقامت دائمی در ایران دارند، تمایل نداشته باشند که کتابخانه در افغانستان انتقال داده شود، ولی اکثریت اعضا کتابخانه قاطع و جدی هستند که کتابخانه منتقل شود.
قبلا هم هرگاه امنیت نسبی در کشور بوجود می‌آمد مسئولین در فکر می‌افتادند که کتابخانه را به داخل منتقل کنند. هر که از مسئولین داخل می‌رفتند مأموریت داشتند که جستجو و زمینه یابی کنند که در کجا مناسب است تا شعبه‌ای از کتابخانه رسالت فعال شود. من خودم نیز وقتی داخل رفتم از مسئولین کتابخانه اختیار گرفتم و در جبرئیل هرات زمینی را به مساحت۶۰۰ متر در نظر گرفتم تا کتابخانه در آنجا برده شود؛اما تا کنون عملی نشده است.
حدود هشت سال است که کتابخانه عاطل و باطل است و هیچ نفعی برای مردم ندارد، این واقعا خیانت به بیت المال است. کتابخانه مال مردم است و با پول مردم ساخته شده، حالا چرا سودی برای مردم نداشته باشد؟
تعداد زیادی کتاب و وسائل فرهنگی و اسناد و مدارک زنده از قبیل نوارها، رونوشت مقاله‌ها عکس و پوستر و فیلم، صورت جلسه‌ها، اعلامیه‌ها، بیانیه‌ها که هر کدام منابع با ارزشی است فعلا در کتابخانه موجود است که باید در دست نسل فرهنگی کشور برسد.
مکان کتابخانه فعلا هشتاد، هشتادو پنج میلیون تومان مشتری دارد که با این پول می توان درمناطق مرکزی افغانستان و یا در جبرئیل، هرات، مکان خوبی را برای کتابخانه فراهم نمود.
برهانی: به همین تازگی شنیده‌ایم که کتابخانه رسالت به حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی تحویل داده شده است. این موضوع را شما تایید می‌کنید.؟
ابراهیم زاده: تحویل داده نشده. چهار نفر از آقایان یعنی شیخ عوض شریفی، شیخ قنبر صالحی، عالمی و معینی از پسر شهید سجادی و پسر مرحوم معصومی هم امضا گرفته‌اند و بدون اینکه سایر اعضا کتابخانه را در جریان بگذارند و حتی استاد صابری و حاجی مهدوی و حقیر را که در دسترس بوده ایم خبر نکرده اند، با آیت الله کابلی صحبت نموده و گفته‌اند شما کتابخانه را کمک کنید و تحت حمایت شاما باشد ولی اداره و اختیار کتابخانه کما فی السابق در دست خود ما باشد. نظر ما این است که اگر واقعا کتابخانه بدون قید و شرط به آیت الله سپرده شود و به ایشان توضیح داده شود که طبق اساسنامه ی کتابخانه، کتابخانه باید در داخل منتقل شود، ما حرفی نداریم و کار خوبی است و شاید اکثریت اعضاء کتابخانه به این راضی باشند. چون آیت الله العظمی محقق کابلی امین مردم ما است. مرجع ما است. مجتهد ما است و ما به وجود ایشان افتخار می کنیم.
ولی اگر سه چهار نفری بخواهند از نام مبارک ایشان سوء استفاده کنند، این دیگر برای ما قابل گذشت نیست و ما هرگز نمی‌گذاریم به کتابخانه خیانت شود.
والسلام.
تهیه کننده: “محمدعلی برهانی شهرستانی”

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • ۱۱
  • قوس

  • ۱۴۰۰
  • 2
  • December
  • 2021
  • 26
  • ربیع الثانی
  • 1443

امار سایت