ما و فرافه کنی و آتش بنیادگرایی!

نگارنده: مرتضی رحیمی

بنیادگرایی نوعی واکنش تدافعی آن جریانات و نیروهایی است که ظرفیت و توان همسویی و هم آهنگی با زمان را از دست داده باشند و در آن سطح از انجماد و ترسب رسیده باشند که ورود هر عنصر تازه ای بتواند موجب آغاز شکستن، فرو پاشیدن و اضمحلال شان گردد. آنچه که ما امروز از بنیادگرایی افراطی در قالب داعش در افغانستان شاهد آن هستیم نیز ریشه در همین امر دارد. بنیادگرایی صرفاً جنبه مذهبی ندارد ومذهب الزاماً با بنیاد گرایی مرادف نیست. به عبارت دیگر بنیادگرایی نه ریشه در کدام دینی دارد و نه هم مذهب و قومی میشناسد! بلکه هر جریان و نیرویی زمانی که خطر اضمحلال‌اش را حس کرد، می‌تواند بنیادگرایی را پیشه کرده و از راه ترور و وحشت ادامه بقا نموده و یا هم تظاهر بر ادامه بقایش نماید.
حقیقت امر این است که امروز متاسفانه پس از هر حمله دهشت افگنانه، ما به جای تامل و ریشه‌یابی معضل، به فرافه کنی می پردازیم. برخی با بیراهه رفته، دین و مذهب را عامل خشونت ورزی بیان کرده و برخی دیگر، افراد و اشخاص را عامل و بانی بنیادگرائی لجام گسیخته می‌دانند که باعث چنین ترورها می‌شوند. واقعیت امر این است که افغانستان بزنگاه قدرتهاست و میدان جنگ نیابتی منطقه شده است. مهره های سوخته افراطیت و بنیادگرایان از تخته بازی در دیگر کشورها رانده شده، توسط بازیگران اصلی در افغانستان چیده میشوند تا از راهی دیگر به بزنگاهشان دست یابند. اینجا نه فرد عامل است و نه دین و مذهب! بلکه بحران عمیق تر از انکه فکرش را می کنیم ریشه دمیده است. ریشه‌یابی این بحران نیاز به یک گفتمان دارد. گفتمانی واقع‌بینانه با اشتراک تمام نیروها که محور بحث‌ها هم روی ریشه‌یابی بحران، دست یافتن به تعریف واحد از بنیادگرایی و عوامل تبلور آن، شناخت و تعریف از دوست و دشمن و در پایان ایجاد یک نقشه راه برای عبور مصوون از بحران باشد.
در عین حال آنچه که بیشتر مایه نگرانی است اینکه امروز جوانان ما نیز خواسته یا ناخواسته یا هیزم سوخت جریان‌های افراطی می‌شوند و یا هم در شعله‌ور شدن آتش بحرانی که توسط جریان گ‌های بنیادگرای افراطی که خود این جریانها نیز در حقیقت مهره بیش نیستند می‌شوند. بر این اساس، جوانان ما که باید نیروی آگاه جامعه باشند با غفلت مهره‌های مهره می‌شوند.
جامعه ما متاسفانه در حال حاضر قابلیت درک تعدد و تنوع را نداشته و بجای ایجاد فضای تفاهم، زمینه ساز فضای تقابل است و همین مسئله باعث شده تا کشور ما همواره مأمن و بسترگاه گروه‌های تروریستی و افراط‌گرایان گردد.
اکنون بحران به اوج خود رسیده است، وضعیت کشور نابسمان و آشفته است و تیغ تیز توطئه در تلاش برای بریدن شاهرگ آن ثبات نداشته مان است. در چنین شرایطی رسالت جوانان آگاه و تحصیل کردۀ امروز ما عریان سازی بازیگران عقب صحنه در مسایل افغانستان است. جوانان ما باید الگو شوند و جامعه را به سوی اعتدال‌گرایی سوق دهند. جامعه‌اى که توانایی هضم درک تفاوت‌ها و تنوع را داشته باشد و از افراط و تفریط پرهیز کند؛ تنها چنین جامعه یی می تواند در دفع بحران ممد و مثمر واقع شود
جمهوری سکوت

.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • ۲۸
  • جدی

  • ۱۴۰۰
  • 18
  • January
  • 2022
  • 14
  • جُمادى الآخرة
  • 1443

امار سایت