رو نمایی کتاب” سالهای تغییر” روایت نیم قرن زندگی محمد ناطقی

فرستنده: علی امید

این مراسم برسی، نقد و رونمایی کتاب “سالهای تغییر” نوشته محمد ناطقی در ادیتوریم فرانسس دوسوزا لیسه عالی معرفت با سخنرانی استادان (عزیز رویش، حسین فخری، علی امیری ومحمد ناطقی) با حضور استادان دانشگاه، معلمین لیسه عالی معرفت دانشجویان و مهمانان برگزار گردید.
این کتاب ازسوی موسسه تاریخ شفاهی افغانستان درانتشارت نشر واژه به تیراژ(۱۰۰۰) نسخه در ۲ جلد با تعداد (۱۰۲۳) صفحه با بهترین کیفیت با موضوعات چون: کودکی، آوارگی و زندگی نامه ی نویسنده، اخراج عناصرنا مطلوب ازسازمان نصر، از کاکری تا هزارجات، جنگ و صلح درارزگان، زمستان پنجاب، ائتلاف هشت گانه، طلایع حزب وحدت، فروپاشی حکومت داکتر نجیب الله، امریکا درآتش القاعده، کنفرانس بن، سفیردرلیبیا، جهل کاندیدها، ائتلاف با جنبش، انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، عصرکرزی، در ضمیمه ها (سخنرانی رهبر شهید استاد مزاری درکابل، موافقتامه پنجشیروجبل السراج، طرح ائتلاف جبهه ملی افغانستان، شورای همکاری احزاب وائتلاف های سیاسی افغانستان، اعلامیه مشترک تیم های انتخاباتی و موافقت نامه میان دو تیم انتخاباتی ودها ها موارد دیگر…) چاپ گردیده است.
عزیز رویش گفت: محمد ناطقی یک ازپیشگامان معاصرسیاسی در کشور ما و یکی ازاثر گزاران سیاست بیش از سه نیم دهه ای اخیراست از سازمان نصر تا حزب وحدت، از کنفرانس بن تا دیپلومات کنون افغانستان، حالا در مقام تحلیل گر سیاسی درمطبوعات و رسانه ها قرار دارد.
ناطقی از ارزگان قدیم، به کابل جدید آمده است. قبل و بعد از او، کسان زیادی این راه را طی کرده اند. یک قرن قبل، اولین کسانی که به گونه‌ی کاروان به این شهر رسیدند، بازمانده‌های شکست‌خورده و به اسارت‌رفته‌ی یک نسل‌کشی بودند: آن‌ها را با زنجیرهایی که از بیلک شانه‌های شان عبور می‌کرد، و یا به صورت کاروان‌هایی از زنان و کودکان برده، به این شهر می‌آوردند. این گروه خاطره‌های زیادی را در این شهر درج کردند: به سیاه‌چال افتادند؛ تخم چشم‌های شان روی پله‌ی ترازوی امیر وزن شد؛ جیل گوش‌های شان برای شمارش روی زمین پهن یا پیش روی امیر گسترده شد؛ روی فرق سر شان منجله‌ی خمیر گذاشته شد و تیل سیاه جوشانده در این کاسه‌ها ریخت، گودی چشمان شان با چونه پر شد؛ و بقیه به سه قران و پنج پیسه خرید و فروش شدند و از این‌جا تا هر جایی که خواسته شد، به یغما رفتند. در هزاره‌جات، گروهی شیرین شدند و با خاطره‌ی چهل‌دختران از قله‌ی کوه تا قعر دره تکه تکه افتادند؛ گروهی روی تابه‌های داغ رقصیدند تا میله‌ای باشند برای لشکریان فاتح و عبرتی باشند برای بازماندگان یک شکست؛ گروهی از درون سرگین‌های اسب لشکر دانه‌های جواری و جو هضم‌ناشده‌ را پالیدند و کبوترآسا چیدند و سد جوع کردند و گروهی، به صورت دسته‌جمعی به ته گودال پرتاب شدند.
و اینجا، کابل، صد سال آزگار با طنین قصه‌ی هزاره و ارزگان و اجرستان و دایه، شاهد سیاست امیر و شاه و سردار بود. چنداول، ارگ، مرادخانی، افشار، برچی، کارته سخی، قلعه‌ی شاده، چارقلعه و قلعه‌ی علی‌مردان، … و ده‌مزنگ، …
و اما ده‌مزنگ، به نظر می‌رسد حکایت نمادین هزاره و کابل است. نمی‌دانم چرا، اما خالق و بلخی و صادق سیاه و نصیر دیوانه و شهدای روشنایی، همه در ده‌مزنگ قصه‌پردازی کردند. گویا قصه‌ی ده‌مزنگ، درست مثل قصه‌ی هزاره در این ملک، قصه‌ی بی‌پایان است.
امروز، نسلی از باقی‌مانده‌های صد سال قبل، صدایی دارد که می‌رود تکه‌هایی از روایت «سال‌های تغییر» را به هم بخیه زند. این صدا، حامل پیامی است از یک نسل برای نسلی دیگر….
سالهای تغیر روایت از سالها، ماها و روز ها است که کودکی به نمایندگی از جامعه شکست خورده سرکوب شده بر باد رفته برخواستن کورمال کورمال از کور راه تاریخ پیش گرفته تا از پنجو به کارته سه، کارته چهار، دهمزنگ و مرکز سیاست کلان میرساند.
روایت از ۵۰ سال اخیر که خیلی از زبان های بسته و زبان های در کام کشیده شریک است برای باز شدن یا زبان ها در دهان ها باز می شود و سخن می گویند و یا آنچه را که ناطقی گفته به عنوان سند در تاریخ صحه می گذارند.
………………..
حسین فخری گفت: در سال های پسین تعدادی از سیاستمداران خاطرات و خودزندگینامه های خود را به شکل یادداشت های رسانه ای و کتاب بیرون داده اند که به طور مثال می توان از کرباس‌ پوشهای‌ برهنه‌ پا ازداکترحسن ‌شرق‌، ظهور و زوال حزب دموکراتیک خلق افغانستان ازغلام دستگیر پنجشیری، یادداشتهای سیاسی و رویدادهای تاریخی ازسلطان علی کشتمند، سیاست افغانستان روایتی از درون از داکتررنگین دادفراسپنتا، حزب وحدت اسلامی افغانستان ازکنگره تا کنگره از قربان علی عرفانی، از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان ازعبدالوکیل، فرستاده از از زلمی خلیل زاد، رها در باد از ثریا بها، بگذار نفس بکشیم ازعزیز رویش و بلاخره سالهای تغییرازاقای محمد ناطقی همه این آثارقابل ارزش برای آیندگان است.
فخری اضافه کرد که کتاب “سالهای تغییر” از خاطرات دوران کودکی نویسنده یعنی از دوران ظاهرشاهی تا دوره حکومت وحدت ملی را در بر گرفته که زبان طولانی است، وسعت جغرافیای آن از ده اخضرات پنجاب تا کابل، ایران، عراق، لیبیا و المان کسترش یافته که سفر کم نیست است. از بابت سنگینی حوادث هم بسیارغنی است، ماجراهای زیاد را چه در دوران صلح، چه در دوران جنگ انقلاب همه را در بر دارد، یکی از ویژگی نویسنده کاربرد درست از زبان است، وی کاستی های چند را نیز بر شمرد مثلا نویسنده در مورد رویداد ها تا حد گزینشی عمل می کند، از طرح مسایل حساس ابا می ورزد، از سرنوشت شورای اتفاق چیز نمی یابم، خواننده نمی یابد شخصیت های پر صلابت همچو ایت الله بهشتی و صادقی نیلی با همه اختلافات عمیق و درگیری های خونین چکونه ۱۸۰ درجه تغیر موضوع داده به حزب وحدت گردن می نهد چکونه بهشتی از صحنه سیاسی نا پدید می گردد و صادقی نیلی جان می بازد. سقوط طیاره غفور زی و همراهان شان در میدان هوایی بامیان نیز راز کشایی نه شده است. همین قسم سقوط افشار، سقوط غرب کابل، شهادت استاد مزاری، و سقوط بامیان بسیار پرسش بر انگیزاست. یعنی راز های را از پرده بیرون کرده تا راز های دیگر را ببوشانند، مشخصه دیگر نویسنده بزرگ نمایی سازمان که در آن تعلق داشته و شخصیت های سیاسی در سکوی رهبری تکیه زده است البه حساب استاد مزاری شهید جدا است استواری و مقاومت و صداقت ایشان الگو اظهرمن الشمس است. و خود شاهد رشادت های زیاد بوده ام همیشه و همواره خاطرات شان گرامی می دارم. اما همه مقامات رهبری معصوم و طاهر نیست و جامعه شاهد عمل گرد های سیاسی آنها بوده و هستند قضاوت خود را دارند و می کنند.
با همه باید و نباید ها هنوز کتاب سالهای تغییرو کار نویسنده را می توان مقنع و رضایت بخش خواند و یاد نمود که نویسنده دست به قلم برده و حوصله به خرج داده این اثر گران بها را خلق نموده است باید از نویسنده ممنون و مشکور بود. به همگان توصیه نمود تا کتاب را بخواند.
………………..
علی امیری: این کتاب مثل دیگر کتاب طبعا کاستی های کمبودی ها خود را دارد همین قسم مزایای خود را نیز دارد نشر این کتاب که از جانب موسسه تاریخ شفاهی افغانستان نشر گردیده است برهمه اینها مبارک باشد.
مروری به پیشنه تاریخی مردم هزاره جات نموده که نه تنها انسان های در یک برهه تاریخ قتل عام شده بلکه تاریخ و یاداشت های شان نیز از بین رفته شد یعنی شرایط پیش آمد که کتاب و قلم به مثابه توتیا ارزش داشتند.
نویسنده هیچ وقت نخواسته بلند پروازی ها داشته باشد. شما با تصورات شخصی نویسنده بسیار کم مواجه می شوید قضاوت این کتاب در مورد دوست و مخالف سیاسی بی طرفانه بوده. اقای ناطقی اکثرا اعلامیه های سازمان نصر را می نوشت و در زمان حزب وحدت اساس نامه و مرام نامه، سخنرانی ها را می نوشت که اتفاقا نیاورده است چیز های نوشته جز خاطرات وی بوده. هیچ وقت قهرمان سازی ننموده همه اشخاص خاکستری است یعنی هیچ کس سفید و یا سیا مطلق نیست. حتی استاد مزاری را که اقای فخری حساب شان جدا دانسته ایشان هم دراین کتاب سفید سفید ذکر نشده یعنی به عنوان قهرمان ظاهر نشده در این کتاب حتی در مورد بهشتی واکبری تصویر خوب از ایشان در این کتاب یاد می شود ممکن تصویر شان کم رنگ و پر رنگ شده باشد بلاخره آدم در زندگی یک نواخت نیست یعنی این کتاب قهرمان سازی نه دارد.
………………..
محمد ناطقی: یاد خاطره خود را از دوران کودکی و ظلم کوچی ها در هزارجات تا کتابخانه سیارعراق که ۸ نفر تاسس نموده بوده، تهیه اساس نامه حزب وحدت با جمع از همکاران با حضور داشت استاد مزاری تا سفر شان در لبی را بسیار خلاصه یاد نمود وی گفت که تمام این نوشته حدود سه جلد کتاب می شود که خیلی زیاد بود تعداد انها را در این مجموعه نه آمده است.
وی یاد نمود تلاش شده رویدادها، اتفاقات و حوادث را در بستر زمانی اش تا حد توان شرح شرح بدهم و از تکرار آن جلوگیری نموده ایم.

معرفی مختصر محمد ناطقی
محمدناطقی، دارای تحصیلات فلسفه و علوم سیاسی از دانشگاه تهران در ایران است. یکی از پیشگامان و تیوری پردازان سازمان نصر افغانستان بود و بعدا در برگزاری کنگره‌های متعدد جریان های جهادی مناطق مرکزی نقش موثر داشت که در نتیجه آن، حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری شهید عبدالعلی مزاری تشکیل گردید. با تشکیل حزب وحدت در سال ۱۳۶۸، استاد ناطقی به عنوان رئیس کمیته سیاسی و سخنگوی حزب خارج از کشور تعیین گردید.
درجریان سال های جهاد و مقاومت برعلیه بیگانگان، استاد ناطقی به عنوان یکی از مسوولان سیاسی و فرهنگی، به نمایندگی از حزب وحدت در گفت و گوها و مذاکرات مختلف در سطح ملی و بین المللی نقش فعال ایفاء نمود و برای مدتی در کابینه دولت اسلامی تحت رهبری استاد ربانی، ایشان وزیر تجارت و صنایع بود.
همزمان با سقوط رژیم طالبان، استاد ناطقی در قالب هیات جبهه متحد شمال به نمایندگی از جامعه هزاره و شیعه افغانستان در کنفرانس تاریخی بُن شتراک ورزیده و منحیث یکی از مذاکره کنندگان ارشد جبهه متحمد شمال، در برگزاری موفقانه کنفرانس سهم موثری را بازی نمود. پس از آن، استاد ناطقی در حکومت موقت، انتقالی و دو دور حکومت منتخب حامد کرزی به عنوان سفیر در کشور لبیا و دیپلمات ارشد در وزارت خارجه جمهوری اسلامی افغانستان ایفای وظیفه نمود.
درانتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ میلادی که حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری استاد حاجی محمد محقق براساس توافقنامه‌ای با جلالتمآب داکتر عبدالله عبدالله تیم رییس اجراییه، تیم انتخاباتی اصلاحات و همگرایی را تشکیل داد، استاد محمد ناطقی به عنوان معاون سیاسی آن حزب در طول کارزارهای انتخاباتی در کنار سایر نخبگان سیاسی- فکری، در تدوین برنامه ها و پالیسی‌های این تیم نقش فعالی بازی کرد. با جنجالی شدن نتیجه انتخابات و به میان آمدن طرح حکومت وحدت ملی برای بیرون رفت از بحران سیاسی، محمد ناطقی به نمایندگی از تیم اصلاحات و همگرایی و محمد حنیف اتمر به نمایندگی از تیم تحول و تدوام مشترکاً سرپرستی هیات مذاکره کننده را به عهده داشتند که در نتیجه، موفقتنامه سیاسی حکومت وحدت ملی ترتیب و حکومت وحدت ملی تشکیل و اعلام گردید.
با شروع حکومت وحدت ملی، از طرف مقامات حکومت وحدت ملی به عنوان رئیس کمیسیون نظارت بر تطبیق موافقتانامه سیاسی تعیین گردید و تاکنون در این موقف ایفای وظیفه می کند.
باید گفت که ناطقی برعلاوه وظایف رسمی متذکره، به عنوان یک سیاستمدار و کارشناس، در نشست‌های مختلف ملی و بین المللی، نشست‌های رسانه‌ای، مذاکرات و برنامه‌های مراکز مطالعاتی و پژوهشی فعالانه سهم گرفته است.
تصاویر از زمان ظریف.

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • ۱
  • دلو

  • ۱۴۰۰
  • 21
  • January
  • 2022
  • 17
  • جُمادى الآخرة
  • 1443

امار سایت