دمبوره بهانه شد تا این چند سطر را خدمت دوستان بنگارم!!

نویسنده ! نعمت الله صادقی بامیانی

 

همانطور که در متن فتوای هاى علما و مراجع آمده قرائت ها از غنا متفاوت است اما اگر در لغت مراجعه کنیم غنا مطلق آوای خوش و صدای خوش را می گوید عربها چهچهه ی بلبل را غنا می گوید” البلبل الفتان یغنی على الأغصان” آواز خوش آدمی را هم غنا می گوید، حتی خواندن قرآن با صوت خوش را غنا می گوید به همین خاطر علمای که مطلق غنا را حرام می دانند حرمت خواندن قرآن را با صدای خوش چند برابر می داند، بگذریم از این.
حال اگر غنا بطور مطلق حرام باشد خواندن قرآن با صدای خوش، نوحه و روضه‌خوانی و مداحی و سرود همه باید حرام باشد، در حالیکه بقول همه ی علمای شیعه و سنی ما در دین اصلی داریم بنام ” اصالت الحلیه و الاباحه” یعنی در هر موردی که دلیل بر حرمت آن نداریم یا دلیل داریم اما دلیل قطعی و قابل قبول نداریم و لو مورد اختلاف بین مسلمین باشد آن مورد حلال است.
این از یک طرف واز طرف دیگر در اسلام بعض چیز ها حرمتش ذاتی و غیر قابل تغییر است مثلا مانند ظلم، قمار و آلاتی که فقط مورد استفاده قمار است یا آلاتی که معمو لا و عرفا جزء لهو و استفاده حرام، استفاده دیگری برای آنها تعریف نشده است اما بسیار چیز ها حرمتش عارضی و اکتسابی است مانند همین غنا و آواز خوش، یا همین دمبوره یا حتی کلمات و قلم و سخن و بیان و… اگر از اینها استفاده منفعت آمیز و هدایت گرانه شود یا حد اقل استفاده مباح باشد نمی توان فتوا به حرمتش داد، اما اگر جنبه ضرری داشته باشد حال ضررش اجتماعی باشد یا تربیتی و اخلاقی و یا ضررش جنبه ظلم پیدا کند به این معنا که باعث رنجش خلق گردد نا آرامی روحی و روانی بوجود آورد، آسایش مردم را بهم زند حرام است عین همین گپ در مورد روضه خوانی و مراسمهای مذهبی و دینی هم مطرح است که اگر پیامد مردم آزاری و مزاحمت را پیدا کند جایز نیست صدای لاسپیکر مسجد را در بیرون بلند کنی این فتوای اکثر قریب به اتفاق علما و مراجع هست.
اما اینکه بعض مراجع حرمت دوتار و دمبوره را مطلقا حرام دانسته به خاطر این بوده که به نظر و رای آنان در جامعه تصور و تعریف اکثریت این بوده که از این آلات فقط استفاده لهوی و غنای حرام می شده است.
از آنجای که حرمت و حلیت اشیا در شریعت اسلام تابع مصالح و مفاسد است امروز بسیاری از مراجع نفس چنین آلاتی را بخاطر امکان استفاده های مشروع از آن بطور مطلق حرام نمی دانند، در همه کشور های اسلامی از موسیقی که توسط همین آلات اجرا می شود در موارد مثبت استفاده می کند و توسط همین موسقی و غنا مردم را تشویق به دفاع از کشور، کمک به همنوعان، تحریک روحیه انسان دوستی و حتی در مواردی که جنبه های مذهبی دارد بهره می برد.
در جای هم که مراجع بعض از آلات موسیقی را بی هیچ قیدی حرام ذکر کرده بی هیچ تردیدی جنبه های تخریبی و استفاده های نا مشروع و مفسده بار آن را در نظر گرفته، ما در شریعت قاعده ای داریم به این مضمومن: “ما من عام الا وقد خص” هیچ سخن و مورد عامی نیست که تخصیص نیافته و تخصیص پذیر نباشد.
اما کسانى که استدلال می کنند دمبوره جزء فرهنگ و فلولکلور ماست و آنهم فرهنگ خوب و پسندیده ای که توسط نوای آن می توان غم و اندوه و درد های استخوان سوز گذشته را بیاد آورد، اندوه های غمبار تاریخی تسلی بخشید، دل را تسکین داد و… چون مطلق فرهنگ یک قوم اعم از خوب و بد است این موضوع جای گپ نیست، اما دمبوره تمام فرهنگ خوب ما نیست، ادب به بزرگترها و احترام به عقاید دیگران، تعامل وهمزیستی مسالمت آمیز با تمامی فرقه ها و اقوام دیگر، مهمان نوازی، جوانمردی، رافت و مهربانی و…..هم جز فرهنگ ما و از مهمترین سنتها و عنعنات مردم ماست، اگر تاریخ را ورق بزنید هم قبل از اسلام و هم در زمانی که سلسله شنسبیان از طریق جعده المخزومی به اسلام روی آورد و شنسب به عنوان والی منتصب از سوی حضرت امام علی(ع) باقی ماند هیچ وزیری را به خاطر داشتن عقاید متفاوت و مخالف بر کنار نکرد اصلا در گذشته خراسان به خاطر همین فرهنگ همپذیری و تعامل با ساکنین خود نمونه و سرمشق همه انسانها بود و مردم هزاره در این میان هیچ کمی از دیگر ساکنان خراسان نداشت، به همین خاطر در مراحل مختلف تاریخ حتی در زمانهای که غربی که امروز داعیه دار تمدن و دمکراسی است در میان جنگها و اختلافات خونی و کشمکشهای سلطه طلبی میلونها انسان را قربانی نمود و جنگهای جهانی اول و دوم را که پیامدهای خونبار و فاجعه بار آن در تاریخ بشری بی سابقه است، بله حتی در چنان مقاطعی، تمام دانشمندان و بزرگان علم و معرفت در خراسان قبل از آنکه از طریق زبان، قوم، مذهب و عقیده خود شناخته شوند بوسیله برجستگیهای علمی و تواناییهای سیاسی و اجتماعی خود شناخته می شدند، در اینکه امروز مولانا جلال الدین بلخی را هر قوم و زبان و مذهبی منتسب به خود میداند و همچنین ناصر خسرو، بیرونی و…. أبو مسلم خراسانی را که تومار حاکمیت و تاخت و تاز اعراب اموی را در هم پیچید، هر قومی به خود نسبت می دهد بزرگترین دلیل بر سنت تعامل و همپذیری که به عنوان یک فرهنگ در جامعه ما نهادینه شده بود، می باشد، ای کاش روشنفکران و جوانان ما به همان میزان که از دمبوره به عنوان یک فرهنگ وطنی تجلیل و تمجید و طرفداری می کنند و به آن عشق می ورزند از فرهنگ تعامل و همپذیری هم تجلیل می کردند و به آن عشق می ورزیدند، تا در این زمان که ما به وحدت و همگرایی بیش از هر زمانی محتاجیم و موجودیت فزیکی و حقوقی ما به آن بستگی دارد جامعه خود را شقه شقه نمی کردیم ملا به جان روشنفکر و روشنفکر به جان ملا نمی افتاد، نه به تکفیر هم دیگر می پر داختیم و نه زبان به فحش و بی ادبی هم می گشودیم.
ما هم روشنفکرانی داریم که به مراتب از زنده یاد شریعتی و جلال و… از نگاه علمی و پختگی و دقت از لحاظ های برتری دارند و هم علمای داریم که از نظر منطق و عقلانیت و دانش از بسیاری از علمای فعلی جهان اسلام و منطقه هم از لحاظ توانایی و هم از لحاظ علمی و درک زمان و مسئولیت ملی و انسانی خود در سطح بالای اگر قرار ندارند یقینا پایین تر نیستند اما افسوس که در میان این فتنه و آتش یادی از آنان نمی شود و در تهاجم شبهات و بدعت‌ها گم نام مانده اند، امروز متاسفانه عده ای، علما را خلاصه کرده اند به نیمه ملاها و عده ی از آخند های که جهان بینی وسیع تر از محدوده ی قریه و قوم خود ندارند و جغرافیای فکری شان از محدوده شکم و جیب و… شان فراتر نیستند و همه چیز را در خدمت پر کردن آن به استخدام می گیرند، حتی ازدین و مقدسات در آن جهت استفاده ابزاری می کنند و عده دیگر هم، روشنفکران جامعه ما را خلاصه نموده اند به روشنفکر نمایانی که یا بی هیچ پایه علمی و شناخت و درکی از مسایل و یا با درک و شناخت ناقصی که از مسایل به دست آورده اند خود را دانایان مطلق پنداشته و بر زمین و زمان تاخته از فرهنگ و دین و باورهای مردم گرفته تا شخصیتها و اقشار دین مدار و عالم و ملا را به باد فحش و استهزاء گرفته اند و بی توجه به دشمنان قسم خورده ای که موجودیت فزیکی و لا اقل حقوقی، سیاسی و اجتماعی همه ما را به جرم خون وتبار ما نشانه گرفته اند، دست به خود زنی و به مسلخ کشاندن خودی می پر دازند، و در جامعه سنتی و دین مدار می خواهند تحول بنیادی! آنهم نه با سلاح علم و منطق بلکه با شلاق فحش و شمشیر کینه و کدورت، ایجاد کنند.
هر دو طرف هم آخندهای که ذکرش رفت و هم روشنفکران تازه به دوران رسیده باید بدانند که هردو از عقلانیت بدوراند و این رویش آنان با هیچ دین، شریعت و عقل و منطق انسانی ساز گاری ندارد، داعش شاخ و دم ندارد آنچه که داعش را داعش ساخته رفتار غیر انسانی و غیر عقلانی آنان است که همین راه و مسیر را با سلاح دیگری و ذبح بد تر از قتل نفس این دو طیف در پیش گرفته اند، راه هدایت و پیشرفت بشری به اتفاق همه ی عقلای بشر تنها از طریق آگاهی فکری،اعتقادی، سیاسی و اجتماعی امکان پذیر است و این آگاهی هرگز با تکفیر و یا با فحش و افراط گرایی و مارک مزدوری زدن به همدیگر به دست نمی آید.
در خاتمه باید بگویم دمبوره و جنجال آن در بامیان بهانه شد تا این چند سطر را خدمت همه ی دوستان بنگارم و از این طریق هم بخشی از گپهای گفتنی ام را بزنم و هم هر دو طرف منازعه را به تعامل و تحمل و همپذیری و وحدت بخوانم و این به معنای متابعت فکری و اعتقادی از همدیگر نیست بلکه به معنای حفظ روحیه بشر دوستی و در پیش گرفتن بهترین و انسانی ترین روش برای مقابله فکری و عقیدتی و تضارب آراء با همدیگر است.
در اخیر از همه دوستان می خواهم تا جملات ناقص و اشتباهات تایپی و… را از بزرگواری خود ببخشند چون این نوشته را در فرصت کم آنهم در حال سفر و با تبلت مسافرتی ام نوشته ام.
والسلام

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • ۱۱
  • قوس

  • ۱۴۰۰
  • 2
  • December
  • 2021
  • 26
  • ربیع الثانی
  • 1443

امار سایت