بحران هویت ازدیدگاه روانشناسی

علی رضایی

مساله هویت (identity ) از موضوعات مهم و چالش برانگیزی است که نه تنها تک تک افراد در دوران حیات خود با آن مواجه میشوند، بلکه از جمله موضوعاتی است که طیف وسیعی از متفکران به انحای مختلف با آن درگیرند. صورت مساله هویت و ضمائم مربوط به آن، همواره در کانون توجه علوم مختلفی همچون جامعهشناسی، فلسفه، روانشناسی و… قرار گرفته است.
هویت در لغت چنین تعریف شده است: هویت یعنی حقیقت شئی یا شخص که مشتمل برصفات جوهری او باشد. شخصیت. ذات، هستی و وجود منسوب به او .
اریکسون که نام او با هویت یایی تداعی می شود. معتقد است که عمده ترین تکلیف یک نوجوان حل بحران هویت در برابر سردرگمی نقش است و برای رسیدن به هویتی کم و بیش باثبات. نوجوان باید نیازها و آرزوها و توانایی های خود را به شکل تازه ای سازماندهی کند تا از طریق آن بتواند خود را با انتظارات موجود در جامعه وفق دهد.
اریکسون بر این مسئله تاکید می کند که طرد شدن از طرف دیگران یا اجتماع. ممکن است باعث شود که نوجوان نتواند در خود احساس هویت پیدا کند.به اعتقاد جیمز مارسیا. هویت یک نوع سازمان درونی خودجوش و پویاست که از توانایی ها ، باورها و تجارب گذشته فرد نشأت می گیرد. وی چهار نوع هویت را به شرح ذیل از هم متمایز کرده است.
۱- هویت کسب شده : این گروه از جوانان. بحران هویت را با موفقیت پشت سر گذاشته و نسبت به اهداف معینی، تعهدات لازم را در خود ایجاد نموده اند. این گروه معمولا انعطاف پذیرند و با فکر و درایت عمل کرده و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.
۲- هویت پیش رس : این گروه بدون داشتن تجربه به بحران نوجوانی ، نسبت به اهداف خاصی که دیگران و به ویژه والدین از قبل تدارک دیده اند. احساس تعهد پیدا کرده اند. مثل انتخاب رشته. نوع شغل و همسر و حتی سب زندگی آنان توسط دیگران تعیین شده است. آنان معمولاً انعطاف ناپذیر و معتقد به اعتقادات خانوادگی و مرسومات و قوانین اجتماعی بوده و از مراجع قدرت پیروی می کنند.
۳- هویت خویشتن یاب : این گروه هنوز در جهت کسب هویت تلاش کرده و همواره در حالتی دوگانه و متعارض به سر می برند. معمولا مضطرب ، پرحرف و رقابت طلب هستند.
۴- ابهام هویت : این گروه هیچ نوع بحران را تجربه و یا سپری نکرده و در عین حال به اهداف خاصی هم احساس تعهد نمی کنند و روی هم رفته افرادی بی خیال ، سطحی و ناخرسند و تنها هستند.
کراچر از صاحب نظران این رشته در تعریف هویت می نویسد : هویت یعنی توازن میان خود و دیگران برقرار کردن و در جای دیگری آن را همچون یک مرحله در چرخه زندگی می پندارد. و در برخی فرهنگ ها . هویت را مترادف با « شخصیت » و « اصلیت » آورده اند در حالی که این دو کاملا مترادف با یکدیگر نیستند. هویت ، معنا و مفهومی گسترده تر از شخصیت دارد. زیرا شخصیت فقط در مورد انسان به کار می رود و مورد استعمال برای غیر انسان ندارد در حالی که هویت ، مفهومی عامی است که انسان و غیر انسان و از جمله اشیا را نیز شامل می شود.
« کیستی شناسی » یا « شناسایی هویت خویشتن » هسته مرکزی نظریه رشد شخصیت را در مکتب اریکسون تشکیل می دهد . او همانند « مارگرت مید » . مهمترین وظیفه و هدف نوجوانان را جستجو در راه یافتن هویتی پرمعنی می داند.
من کیستم ؟ این پرسش است که ذهن هر فردی به ویژه جوانان و نوجوانان را به خود مشغول می دارد و به دنبال همین پرسش است که در جستجوی خویشتن و کسب هویت تلاش می کند. البته این سوال به یکباره در نوجوان بروز نمی کند. بلکه ریشه آن در دوران طفولیت وجود داشته و در جریان رشد. به تدریج وجود خود را از دیگران متمایز می سازد.
هویت یابی در دوران نوجوانی به موازات رشد فیزیکی، شناختی عاطفی و اجتماعی اهمیت خاص می یابد. بسیاری از نوجوانان با شور زیادی از خود سوال می کنند که جایگاه اجتماعی من کجاست ؟ شغل آینده من چیست ؟ رشته تحصیلی من چه خواهد بود ؟ سرانجام با چه کسی ازدواج خواهم کرد و نهایتاً ارزشهای اخلاقی و فلسفی من چه خواهند بود ؟
اریک فروم ، جامعه شناس و روانکاو آلمانی می گوید : « هر فرد آدمی مایل است به اینکه هویت خاصی داشته باشد. از اینرو می کوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد . در عین حال می خواهد فردی باشد ممتاز  و برای رسیدن به این مقام خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً مبرز و ممتاز . مرتبط می کند یا به اصطلاح ، خویشتن را با آنها همانند می سازد یابه واسطه امتیاز و تشخصی که آن فرد یا آن گروهها دارند تا حدی صاحب سخنان و امیتاز گردد . »
زندگی مشحون از اسرار، لطائف و حکمت هایی است که غالب انسانها به اصل آن نمی رسند. پاسکال می گوید : « متولد شدم ، ندانستم برای چه ؟ زندگی کردم ، ندانستم چگونه زندگی کنم ؟ اکنون می میرم و نمی دانم چرا ؟ و هم او می گوید : » انسان از عجیب ترین موجودات طبیعت است. از جسم اطلاعات کافی ندارد ، روح را نمی شناسد و از ارتباط جسم و روح چیزی نمی داند اجتماع جسم و روح او را متحیر می کند. در صورتی که خود او مولود آن است.
اظهارات بالا ، اهمیت طرح موضوع هویت را بیش از پیش متقن و مبرهن می سازد. از جهت تعریف عملیاتی هویت می توان چنین گفت که اگر آدمی برای پرسشهای زیر پاسخهای مطمئن و متقاعد کننده ای بیابد در حقیقت هویت خویش را باز یافته است:
– بداند جایگاه ، منزلت و مرتبت او دقیقاً چیست ؟ و چه تعریف دارد ؟
– آگاه باشد که چه پیوندها ، رشته ها و ارتباط هایی او را به خود و جهان خارج از خود متصل می سازد ؟
– درک کند که چه نقشها ، وظایف و مسئولیتهایی در قبال خود و دیگران بر عهده دارد ؟
– شناخت واقع بینانه ای از توقعاتش نسبت به خود و دیگران به دست آورد .
– و در نهایت نسبت خود را به گذشته ، حال و آینده به درستی بداند.

مولانا جلالدین بلخی در این ارتباط می فرمایند :
روزها فکر من این است و همه شب سخنم                 که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از  کجا  آمده ام  آمدنم   بهر   چه   بود       به کجا می روم آخر ننمایی وطنم.
از واژگانی که به هویت نزدیک است و غالباً مترادف با آن به کار می رود. «خود» می باشد. ضرورت دارد ضمن تعریف آن ، انواع خود را نیز مورد ملاحظه قرار دهیم :
مورفی در تعریف مفهوم خود می گوید : خود ، عبارت است از احساسات و ادراکاتی که هر کسی از کل وجود خویشتن دارد. این مفهوم سبب می شود که آدمی با وجود تغییرات و تحولاتی که در طول زمان روی می دهد ، پیوسته احساس دوام و استمرار نماید.
آلفرد آدلر ، معتقد است که خود چیزی جز سبک مخصوص زندگی هر فرد نیست.
امروزه به دلیل پیچیدگی مناسبات اجتماعی ، گسترش سیستم های ارتباطی، ظهور تبلیغات متنوع، نظام تعلیم و تربیت متفاوت و گسترده ، پیشرفت قابل ملاحظه علوم در زمینه های مختلف ، نفوذ و تداخل فرهنگ های یک جامعه و یا جوامع دیگر نسبت به هم ، آموزش های متفاوت و در عین حال گاه متضاد در نظام خانواده و مدارس. تغییرات شدید زیست محیطی در کره خاکی و … دگرگونی بسیار عظیمی را بر رفتار آدمیان و در نتیجه بر شخصیت افراد داشته است در شهرها این تغییرات رفتاری و شخصیتی به وضوح نمایان است.
محیط حاکم بر جهان امروز با اینکه پیشرفت های قابل ملاحظه و در عین حال غرور آفرین و تحسین برانگیزی را در زمینه های متفاوت در پی داشته است. اما به علت ایجاد نیازهای جبری که افراد در چنین محیطی احساس می کنند ، دارای شخصیت های چندگانه شده اند. منظور از این حالت این است که عموم افراد ، احساس های واضح ومشخصی از خود ندارند.عدم وجود یک احساس شخصیت مشخص در یک فرد، مطمئناً تغییرات نا متناسب رفتاری را به دنبال خواهد داشت که اثر آن به خود فرد ، خانواده واجتماع بر می گردد.
حافظ می گوید : سالها دل طلب جام جم از ما می کرد  و آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد.
الکسیس کارل معتقد است : «فایده عملی خودشناسی احیا و نوسازی خویشتن است.»
درک هویت خود مستلزم تقابلی روانی – اجتماعی است . به عبارت دیگر نوجوان و جوان باید بین آن تصوری که از خود دارد و آن تصوری که از استنباط و انتظار دیگران از خودش دارد. هماهنگی ایجاد کند، نوجوان زمانی به احساس هویت دست می یابد که ارزشهای خود را انتخاب و نسبت به اهداف یا افراد خاصی احساس وفاداری کند.
بحران هویت :
در جوامع سنتی ، هویت مسئله و معضل نبود و بحران هویت معنی نداشت. چرا که هویت افراد در جوامع سنتی به سادگی تعیین شدنی و تاریخ گذشته ، روشنگر هویت موجود افراد بود. اما در جوامع مدرن امروزی  بر عکس تعریفهای ثابت هویت منفجر شده اند و درون جوان ، هویت های گوناگون با یکدیگر به تعارض درآمده اند.
برخی از صاحبنظران در توصیف بحران هویت چنین اظهارنظر کرده اند : جدی ترین بحرانی که یک شخص با آن مواجه می شود ، در خلال شکل گیری هویت رخ می دهد. این بحران بدان جهت جدی است که عدم موفقیت در رویارویی با آن پیامدهای بسیاری دارد. شخصی که فاقد یک هویت متشکل است در خلال زندگی بزرگسالی اش با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد اریکسون معتقد است که برای هر فردی امکان دارد بحران هویت روی دهد و منحصر به دوره نوجوانی یا جوانی نیست و از نگاهی دیگر بحران هویت اینگونه تعریف شده است : « عدم موفقیت یک نوجوان در شکل دادن به هویت فردی خود ، اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی و یا شرایط نامساعد فعلی باشد. بحرانی ایجاد می کند که » بحران هویت یا گم گشتگی نام دارد.
آشفتگی هویت :
فرد درخلال مرحله شکل گیری هویت احتمال دارد شدیدتر از هر زمان دیگر چه در گذشته و چه در آینده از نوعی سردرگمی و آشفتگی نقش ها یا همان چیزی که اریکسون . ( آشفتگی هویت ) می نامد ، رنج ببرد. این حالت سبب می شود وی احساس کند منزوی، تهی، مضطرب و مردد شده است. احساس می کند که باید تصمیم های مهمی بگیرد لیکن قادر به انجام دادن این کار نیست. احساس می کند که جامعه به او فشار می آورد تا تصمیمهایی اتخاذ کند اما او مقاومت می کند.
در طی آشفتگی هویت ، فرد ممکن است احساس کند به جای آنکه در حال پیشرفت باشد دچار پسروی است.
دوگانگی و تضاد عموم افراد را – چه آنانی که محرک و اثر گذارند و چه کسانی که اثر پذیرند –تحت سیطره خود قرار داده است. تضادهای متنوع که به علت پیچیدگی هایشان، آدمی را در گزینش صحیح ناتوان و عاجز ساخته است.
تضادها به علت ماهیت روانشناختی خاصی که دارند ، اگر منجر به سنتز درست و مشخص نگردند ، اضطراب ، و یا گذشت زمان افسردگی را در پی خواهند داشت. این حالات روحی آشفته و وضعیت های از هم گسیخته شخصیت انسانی در شهرها و بخصوص کلان شهرها به آسانی قابل درک و آشکار است.
بحران هویت
باید اذعان داشت که فرایند بحران اصطلاحاً زمانی به کار می رود که شرایط خاصی بر جامعه حاکم گردد و زمینه و میزان تحمل پذیری جامعه از حد قابل قبول خود گذر نماید. در واقع اگر نمودار و شاخص بردباری آحاد جامعه در موضوعی خاص مانند : اشتغال ، اقتصاد ، بیکاری و …. چنان بالا رود که حدی بالاتر از آن متصور نباشد می گوئیم بحران اشتغال یا بیکاری یا …. به وجود آمده است.
این تغییر رویه که باعث ایجاد بحران می گردد ، خود علل و عواملی متفاوت و گوناگونی دارد بررسی و تجزیه و تحلیل بحران خاص دقیقاً وابسته به شناخت این سلسله علل و عوامل می باشد ریشه یابی و رفع عوامل بحرانها عموماً به رفع و دفع بحران یا کاهش آن نائل می شود. بنابراین مهمترین وظیفه متولیان و مسئولان امور ، نخست این است که عامل و اسباب افزایش بحران زایی را مورد مطالعه و بررسی نماید. تا نهایتاً با ارائه راهکارهای هدفمند و ارائه برنامه های مدون و پیشگیرانه زمینه های کاهش و رفع این عوامل را مشخص نماید ، تا با اجرای آنها از سوی دست اندرکاران امور ، بحران به حالت نرمال و عادی باز گردد و خطر احتمال آن مرتفع شود.
به نظر می رسد استعمال کلمه بحران برای موضوع زیبای هویت در جامعه فعلی افغانستان چندان شایسته و متناسب نباشد ،زیرا معمولا جامعه ای که دارای اصالت و فرهنگ غنی و ممتاز در تاریخ و تمدن خویش در ادوار گذشته است . هیچگاه نمی تواند عاری از هویت و اصالت ویژه خود گردد و به اصطلاح دچار بحران هویت شود. وبهترین گزینه یا کلمه ای که به نظر می رسد تناسب بیشتری با این موضوع داشته باشد ، به کارگیری عنوان «دگرنگری هویت» بجای بحران هویت می باشد.
تعریف دگرنگری :
دگرنگری در واقع همان برداشت ناصحیح و ناصواب از نوع نگاه به چیستی شناسی یک ملت و به روز کردن برون دادهای فرهنگی درخشان و تمدن ساز در ادوارگذشته و دوره های پرفروغ تاریخ بوده است. اصلاح نگره های منفی جوانان نسبت به چیستی و هویت جامعه نباید توام با برخوردی تحکم آمیز باشد ، بلکه با استدلال و منطق و گفتمان صورت گیرد و مهمترین کار در این زمینه شناخت مشخصات و ویژگیهای جوانان می باشد. هر زمانی که جامعه ، بویژه قشر جوان در حوزه تفکر و اندیشه دچار کاستی و رکود و رخوت گردد. کم کم ریشه های دگرنگری نضج پیدا کرده اگر این نگرش اصلاح نگردد دگراندیشی شروع به رشد و نمو می کند و در نهایت شخص از درون تهی می گردد و به اصطلاح دچار بحران هویت می گردد .
شناخت و برآوردن این نیاز و به روز کردن آنها و جامعه عمل پوشاندن به آرزوها و انتظارات جامعه و پاسخگویی موثر و سریع و منطقی در گفتار و فراهم آوردن بسترهای مناسب فرهنگی در حوزه اندیشه و تعقل می تواند از مهمترین راهکارهای ثابت و عمیق ، جهت نیل به سعادت و شکوفایی و دوام و قوام بنیان های عقیدتی ، فرهنگی و اقتصادی و … جامعه باشد.
قوام و پایداری هر جامعه نیز وابسته به انسجام و همبستگی و برقراری ارتباط عقلانی میان فرهنگ و تمدن و تاریخ گذشته و جامعه نوین و معاصر می باشد.
به هر میزان که دولتها و حکومت ها بتوانند ، این انسجام و همبستگی جمعی را با برقراری ارتباط عقلانی میان فرهنگ و تمدن گذشته و باورهای دنیای نوین و معاصر، گسترش داده و افزایش دهند و نسل معاصر را به مطالعه سرگذشت نسل پیشین و عبرت گیری از آن ، ترغیب نمایند . به همان میزان در شناخت عوامل و ریشه های بحران زایی و بسترهای بحران خیز و آسیب شناسی دگرنگری هویت و فرهنگ ، موفق بوده و نیل به سعادت و رستگاری پایدار و ابدی را آسان خواهند ساخت.
بحران شناخت :
اما آنچه درباره بحران هویت جوانان گفته می شود ، باید اذعان داشت که جوانان ما دچار بحران هویت نشده اند . بلکه این بحران شناخت است که گریبانگیر نسل جوان گشته است. بحران شناخت به خاطر عدم شناخت صحیح از ظرفیتهای موجود و عدم هماهنگی میان این ظرفیت ها با میزان در خواست ها و انتظارات ایجاد شده است . مهمترین عامل در ایجاد این بحران « گسست فرهنگی » می باشد.

روزنامه افغانستان

 

دیدگاه خودرا بنویسید

ایمیل *
نام *
دیدگاه *
اگر میخواهید عکس تان در کنار نظر تان قرار گیرد لطفا به سایت گراواتار مراجعه کنید

  • ۲۸
  • جدی

  • ۱۴۰۰
  • 18
  • January
  • 2022
  • 14
  • جُمادى الآخرة
  • 1443

امار سایت